۱۳۹۰/۰۴/۰۳

1096

تو تاکسی تو صندلی جلو نشسته بودم دوتا خانوم و یه ملا هم تو صندلی عقب نشسته بودن، انگاری ملا خودش رو زیادی چسبونده بود به خانومه که یه دفعه خانومه برگشت گفت: حاج آقا کونت رو بکش اونور! ملا که حسابی جا خورده بود گفت: خانوم مودب باش! این چه طرز حرف زدنه! خانومه گفت: خب چی بگم وقتی کونت رو چسبوندی به من؟! این که دیگه خیابون پهلوی نیست که اسمشُ عوض کنین بکنین امام خمینی! اسمش کونه همیشه هم کون می مونه!
مملکته داریم؟

باربد

۴ نظر:

  1. اونجای دروغ گو پدر سک

    پاسخحذف
  2. اين چي بود
    قصه ايي طولاني بود
    بايد تو 35 جلد تاليفش ميكردي

    پاسخحذف
  3. قشنگ بود ولی خیلی طولانی بود باید حذف بشود.

    پاسخحذف