از مملکتی که داریم...

نمی‌دانم اولین بار کدام دانشمند از عبارت «مملکته داریم؟» در جمله‌ای که به نظرش کمبود و نقص‌های مملکتش را بیان می‌کرد استفاده کرد. اما من مدت‌ها بود هوس کرده بودم یک وبلاگ مینیمال عامه و خاصه‌پسند، تاسیس کنم. آن‌هم نه یک وبلاگ گروهی، می‌خواستم مینیمال‌نویسی را به صورت ناشناس و مستقل ادامه دهم تا توانایی خودم را بسنجم. اما به قول عده‌ای دست تقدیر، ایده‌ی «مملکته داریم؟» را پس از چند توییت بی‌ربط به مملکت بر سر راهم قرار داد. مثلآ: «بازی آرژانتین و اوروگوئه ساعت ۲:۳۰ بامداد ۵شنبه به وقت ایران، مملکته داریم؟».
به هر حال گذشت و گذشت تا در دوم آبان ۱۳۸۸ با جمله‌ای که از نظر خودم بهترین جمله برای شروع کار این وبلاگ بود، مملکت‌داری آغاز شد. از همان روز اول نمی‌دانستم قرار است در این وبلاگ چه مسیری را دنبال کنم، اما می‌دانستم باید وبلاگی با مضمون طنز و گروهی باشد، پس با دعوت از دوستان وبلاگ‌نویسی که فکر می‌کردم نوشته‌هایشان می‌تواند به این وبلاگ کمک کند کار را ادامه دادم.
وبلاگ در همان سال اول به عنوان بهترین وبلاگ فارسی‌زبان دویچه‌وله انتخاب شد و مسئولیت اداره‌ی آن سخت‌تر از پیش. ضمن اینکه سبک جدید نوشتاری این وبلاگ به شدت مورد استقبال قرار گرفت و وبلاگ‌های مشابهی با انتخاب چنین سبکی ایجاد شدند و کم و بیش محبوب شدند و ماندند؟ نمی‌دانم.

هم‌اکنون «مملکته داریم؟» با توجه به آمار و ارقام هنوز محبوب‌ترین وبلاگ فارسی‌ست که توسط نویسندگان سنتی‌اش به‌روز می‌شود و همین‌طور مدتی توسط مخاطبینش در وب به‌روز می‌شد.
تقریبآ ۲ سال از آغاز «مملکته داریم؟» می‌گذرد و هر جای دنیا اگر بود با این‌همه کمبودی که در این وبلاگ به آن اشاره شده است، خشتکی برای دولت و حکومت و غیره نمی‌ماند. اما خب مملکته داریم؟